زبان فرانسه

[:fa]زبان فرانسوی یا فرانسه یا فرانسه‌ای یک زبان رومی از خانواده زبان های هند و اروپایی است که توسط ۱۳۶ میلیون نفر در سراسر جهان به عنوان زبان مادری گویش می‌گردد. درحدود ۱۹۰ میلیون نفر، فرانسوی را به عنوان زبان دوم صحبت می‌کنند، و ۲۰۰ میلیون نفر دیگر هم آن را به عنوان یک زبان دوم اکتسابی استفاده می‌کنند. اجتماعات گویش‌کننده به فرانسوی در ۵۷ کشور و قلمرو حضور دارند. اکثر گویش‌کنندگان بومی این زبان در فرانسه‌اند، که مبدأ این زبان است. بقیهٔ گویش‌کنندگان به طور عمده در کانادا، به‌ویژه کبک، نیو برانزویک و اونتاریو و نیز بلژیک، سوییس، لوکزامبورگ و مناطقی در ایالت مین آمریکا و لوییزیانا حضور دارند. بیشتر افرادی که فرانسوی، زبان دوم آن‌هاست در آفریقای فرانسوی‌زبان زندگی می‌کنند، که با تردید می‌توان گفت تعداد آن‌ها از گویندگان بومی بیشتر گشته‌است. گرچه زبان اسپانیایی بعد از زبان انگلیسی از نظر تعداد افرادی که به یک زبان واحد تکلم می‌کنند در مقام سوم قرار دارد (مقام اول متعلق به زبان چینی می‌باشد).

 

 

 

اصطلاحات و واژگان زبان فرانسه

ابر، سحاب nuage
ابی bleu, bleue
استخوان os
اکتبر (ماه) octobre
انگشت le doigt, les doigts
اوت (ماه) août
ایستادن se
این (اشاره به نزدیک) ceci
آب eau
آتش feu
آمدن venir
آن (اشاره به دور) cela
آوریل (ماه) avril
باران pluie
بازو le bras, les bras
بدن le corps
برگ feuille
بزرگ grand
بسیار beaucoup
بلند long
بهار le printemps
بینی nez
پا pied
پاییز l’automne
پر plein
پرنده oiseau
پستان sein, poitrine
پشت le dos
پنج cinq
پنج شنبه jeudi
پوست peau
پیشانی le front
تابستان l’été
تخم œuf
تو tu, vous *(رسمی)*
جگر foie
جمعه، آدینه vendredi
جولای، ژوئیه juillet
چانه le menton
چرا pourquoi
چشم œil
چگونه، چطور quoi
چه quoi
چهار quatre
چهارشنبه mercredi
خاکستری gris
خشک (مخالف تر) sec
خوابیدن dormir
خوب bon
خوردن manger
خورشید soleil
خون sang
دادن donner
دانستن savoir
دانه graine
درخت، شجر arbre
دسامبر (ماه) décembre
دست main
دم (عضو بدن جانور) queue
دندان dent
ده (عدد 10) dix
دهان، دهن bouche
دو deux
دود fumée
دوشنبه lundi
دیدن voir
راه route
راه رفتن marcher
رنگ صورتی rose
ریشه racine
زانو genou
زبان langue
زرد jaune
زمستان l’hiver
زمین، ارض terre
زن femme
ژانویه (ماه) janvier
ژوئن juin
سبز vert
سپتامبر (ماه) septembre
ستاره étoile
سر tête
سرد، خنک froid
سفید، سپید blanc
سگ chien
سنگ pierre
سه troi
سه شنبه mardi
سوزاندن brûler
سیاه noir
شاخ corne
شانه l’épaule
شب nuit
شپش pou
شست le pouce
شش six
شکم ventre
شما vous
شنا کردن nager
شنبه samedi
شنیدن entendre
صفر (عدد) zero
صورت le visage
فوریه (ماه) février
قرمز، سرخ rouge
قفسه سینه le thorax, le sein, la poitrine
قلب cœur
قهوه ای brun, brune
کجا
کشتن tuer
که، چه کسی qui
کوچک، خرد petit
کوه montagne
کی qui
کی، چه موقع quand
گرد rond
گردن cou
گرم chaud
گزیدن mordre
گفتن، اظهار داشتن dire
گوش oreille
گوشت viande
گونه la joue
ما nous
مارس (ماه) mars
ماسه sable
ماه lune
ماهی poisson
مچ پا la cheville, l’articulation (f)
مردن mourir
معده le ventre
مفصل ران la hanche
من je
مه (ماه) mai
مو cheveux
ناخن l’ongle , les ongles
ناخن ongle
نارنجی orange
نشستن s’asseoir
نه ne pas
نو، جدید nouveau
نوامبر (ماه) novembre
نوشیدن boire
هشت huit
هفت sept
همه tout
یک un
یکشنبه dimanche
پر plume
نه neuf
به زودی می بینمت! À bientôt!
فردا می بینمت! À demain!
می بینمت! À plus tard!
بعداً می بینمت! À plus tard!
شب به خیر! Au revoir!
خوش آمدید! Bienvenue!
عصر به خیر! Bon soir!
صبح به خیر! Bonjour.
عصر به خیر! Bonjour.
خداحافظ! Bonne nuit.
عید پاک مبارک! Bonnes Pâques!
حال شما چطور است؟ Comment ca va?
اسمت چیه؟ Comment est-ce que tu t’appelles?
من … ساله ام . J’ai … ans.
نام من … است، اسمم … است Je m’appelle …
دوستت دارم. Je t’aime bien.
دوستت دارم. Je t’aime.
من در … زندگی می کنم j’habite en …
تولدت مبارک! Joyeux anniversaire! / Bon anniversaire!
کریسمس مبارک! Joyeux Noël!
ممنون! / با تشکر! Merci!
کجا زندگی می کنید؟ Où est-ce que tu habites?
چند سالته؟ Quel âge as-tu?
خداحافظ. Salut!
سلام! Salut.

[:]

EstoniaLithuaniaBelgiumBosniaBulgariaCanadaRomaniaIrelandHungarySlovakiaSloveniaIcelandUkraineBelarusVietnamPakistanCatalanIndonesiaSerbiaEgyptCroatiaIndiaBrazilSaudi ArabiaSwedishFrenchItalyJapanSpainGreekGermanTurkeyPortugalDutchKoreaThailandDanishFinlandNorwayUSARussiaChinaPolandCzechEnglish